بخش دوم:

نحوه واكنش گروه يك به مسائل و مشكلات زندگي:
كسي كه اين چنين هست:
هنوز ماهيت اين دنيا را درك نكرده!!!
هنوز هم در روياهايش دنبال مدينه فاضله هست؟
هنوز هم مرتب مي گويد نبايد اينجور بشه، بايد اينطور بشه و ....!!
كسي كه هنور در احساسات لطيف و ظريفش زنداني هست!!!
كسي كه با كمالگرايي افراطي اش هنوز ، واقعيات مشكلات اين جهان را نپذيرفته!!!

شما تصور مي كنيد كسي كه مبنا، اساس و ساز و كار اين جهان را نپذيرفته و متحير در آن است، چه روشي را براي مواجهه با مشكلاتش در پيش مي گيرد؟!
1- اجتنابي
2- درگيري
3- تسليم
4- حل مسائل
5- سازگاري يا تركيبي
...
معمولا اين افراد يكي از 3 گزينه اول را انتخاب مي كنند.( 1- اجتنابي 2- درگيري 3- تسليم)
 
اجتناب مي كنند :
يعني يا از مشكلات فرار مي كنند، دوري مي كنند و سعي دارند ، روشون رو به طرف ديگري بكنند. مشكلات را انكار كنند. مسائل زندگي را نبينند.
 
درگير مي شوند:
يعني اساسا مشكل و مسائل زندگي را چون به رسميت نمي شناسند سعي در داد و بيداد كردن، پرخاشگري، عصبانيت، ناسزا گفتند، مسخره كردن، ريشخند كردن، تهديد كردن، ستيزه گري مي كنند.
اگر ماشينشون در سفر پنچر شود شروع به ناسزا گفتن به چرخ ماشين و ميخ و كسي كه ميخ را در جاده انداخته مي كنند. بعد شروع به فحاشي به سازنده چرخ مي كنند كه اينقدر ضعيف هست. بعد دري وري به شانش بد خود مي دهند. شايد هم ناراحتي اشان را سر زن و بچه اشان خالي كنند.
اگر تصادفي كنند. ممكن است بيايند پايين و يك مشت حواله چشم طرف مقابل بكنند. يا دشنام بدهند. يا...




 
تسليم مي شوند:
اين افراد مي سوزند و مي سازند. (اي كاش مي سوختند و مي ساختند،‌ آنها مي سوزند و تحمل مي كنند). اگر كسي حقشان را بخورد نظاره گرند. براي مشكلات و مسائل زندگي فعال و اكتيو نيستند. هميشه منتظرند ببينند بعد چي مي شه!! حال تغيير ندارند.
اگر بسوزند به كسي كه اطرافش داد و بيداد مي كنه، مي گويند تا دهانت بازه، بگو كه من دارم مي سوزم!!!
كمتر از فكر و بازوي خود بطور درستي بهره مي گيرد. اين افراد سازگار نيستند، سازشكارند. يعني مشكلات و مسائل را درون خود مي ريزند و مي سوزند و دم بر نمي آورند.
چون از درون مي سوزند كمتر كسي ، سوزش آنها را مي بيند.
در واقع از درون طالب شرايط نيستند، خواستگار تغييرند، اما درماندگي دارند. مانند فردي بي دست و پايند كه گرفتار سيل شده است.
نه حركتي مي كنند، نه فريادي سر مي دهند. اما تمام وجودشان اضطراب و ترس هست.

 



خلاصه اينكه:
كسي كه ماهيت مشكل دار جهان آفرينش را درك نكرده است. و اساسا نمي داند زندگي يعني روش مواجهه صحيح با مسائل و مشكلات دنيا. به جاي حل يا سازگاري و بهره گيري از قدرت فكر و روان براي حل مسائل و پيمودن مسير، يكي از روشهاي ذيل را به صورت ناصحيح و اختصاصي به كار مي گيرد، كه از قضا بر مسائل و مشكلاتش افزوده شده و بيشتر در باتلاق فرو مي رود يعني:
1- اجتنابي
2- درگيري
3- تسليم